خرید بک لینک

درباره سایت

6f/2 (34514)

آخرین مطالب

امکانات وب

فهرست

پيشگفتار

تعليم و تربيت

تعريف تربيت

تعريف تعليم

مسئوليت تربيت
ومسئوليت سنگين آنها

خانواده

اجتماع

مسئوليت مدرسه

مسئوليت صدا و سيما

مسئوليت دانشمندان دين

مسئوليت نويسندگان
12 – كلام آخر

پيشگفتار

تعليم روحبخش اسلام در زمينه هاي فردي ، اجتماعي ، تربيتي ، اخلاقي و كليه ي شئون زندگي مبتني بر فطرت و بهترين راهنماي انسان هاست . مربيان و معلمان نيز وقتي در تلاش ها و فعاليت هاي خويش از اين تعاليم بهره مند گردند به يقين تربيتي محكم و استوار را براي كودكان و نوجوانان به ارمغان خواهند آورد ، اگر آموزش و پرورش كشور همواره از افكار و رهنمودهاي مراجع اسلام بهره مند گردند ، يقيناَ در تربيت كودكان و نوجوانان موفق تر خواهند بود كه در نتيجه در آينده اي نچندان دور شاهد بالندگي و پيشرفت كشورمان خواهيم بود و والدين نيز اگر در زمينه هاي تعليم و تربيت مطالعاتي و بررسي هاي انجام دهند مسلماَ با مفهوم و هدف تعليم و تربيت بهتر آشنا مي شوند و مي توانند در تربيت فرزندان خود موثرتر واقع شوند ، در نتيجه افرادي مفيد و موثر به جامعه تحويل دهند . هدف از اين تحقيق قرار دادن نقش تربيتي خانواده در يك كفه و قراردادن نقش تربيتي جامعه در كفه ي ديگر ترازو است و مي خواهيم تفاوت اثر تربيتي اين دو را با توجه به فرهنگ و تمدن دنياي امروز و وجود رسانه هاي مختلف به مقايسه بگذاريم .

تعليم و تربيت

تعليم وتربيت غالباَ با هم استعمال مي شوند به طوري كه گويا يك معنا دارند در صورتي كه هر يك از آنها داراي مفهومي غير از مفهوم ديگري است ((تعليم )) در لغت به معناي ياد دادن و آموزش است و ((تربيت )) به معناي پرورش و نشو ونما دادن به كار مي رود . بنابراين بايد هر يك از اين دو لفظ را به طور جداگانه تعريف كنيم .

تعريف تعليم

براي اينكه به تعريف كامل و صحيح تربيت پي ببريم لازم است قبلاَ نقش مربي را در تربيت مورد بررسي قرار دهيم و ببينيم مربي در عمل تربيت چه كاري را انجام مي دهد . به اين منظور بهتر است به عنوان مثال : نقش يك باغبان را كه مربي درخت و گياه است مورد بررسي قراردهيم . كار باغبان كه درخت را پرورش مي دهد عبارت از اين است كه ابتدا زمين را شخم مي زند و براي كشت بذر يا نهال آماده مي سازد ، سپس نهال يا هسته ي درخت را در زمين مي نشاند ، به طوري كه بتواند به مقدار كافي از هوا و نور خورشيد استفاده كند . نهال را به موقع آبياري ميكند و كود مناسب در اختيارش قرار مي دهد . با آفتها مبارزه مي كند و علفهاي هرزه را از اطرف گياه برطرف مي سازد . در صورتي كه باغبان همه كارهاي لازم را انجام دهد ، هسته و نهال استعدادهايي را كه در وجودش نهاد شده ، به فعليت تبديل مي كند وتدريجاَ رشد و غوغا مي نمايد و ميوه مي دهد . چنانچه درمثال مذكور ملاحظه مي فرماييد هسته و نهال است كه پرورش مي يابد و استعدادهاي نهفته اش را به فعاليت تبديل مي كند ، لذا باغبان نقشي جز زمينه سازي و ايجاد شرايط لازم را ندارد . در تربيت انسان نيز وضع به همين منوال است . مربي انسان هم با استفاده از شيوه هاي تربيتي ، همه ي امكانات و شرايط لازم را براي پرورش شخص مورد تربيت فراهم مي سازد آنچنان كه او در اين شرايط راه خويش را پيدا ميكند و استعدادهاي نهفته اش را پرورش داده به فعليت مي رساند . در اينجا نيز فاعل تربيت و پرورش بطور مستقيم خود شخص مورد تربيت است . مربي خارجي نقشي جز زمينه سازي و تهيه ي امكانات و شرايط لازم ندارد و مربي بودن او نيز در همين حد و به همين جهت خواهد بود . مربي واقعي در واقع خود شخص مورد تربيت است ، ليكن به كسي كه شرايط لازم را براي پرورش او فراهم ساخته نيز مربي اطاق مي شود .

بنابراين درمورد تربيت ، انسان مورد تربيت ، پرورش مي يابد و استعدادهاي نهفته ي خويش را به فعليت تبديل مي سازد . بنابراين بهترين تعريف اين است كه : تربيت عبارت است از انتخاب رفتار و گفتار مناسب ايجاد شرايط و عوامل لازم و كمك به شخص مورد تربيت تا بتواند استعدادهاي نهفته اش را در تمام ابعاد وجود و بطور هماهنگ پرورش داده ، شكوفا سازد و به سوي هدف و كمال مطلوب تدريجاَ حركت كند .

ژان ساتو مي نويسد (( تعليم وتربيت فتح مداوم است بي آن كه سنين گذشته مورد انكار واقع شود . تعليم وتربيت فتح وجود خويشتن به كمك ادب و نزاكت به معناي وسيع آن است كه با دانستن ادب و معاشرت فرق دارد . آدم تربيت شده كسي است كه بلد باشد با عقل ، نيروهاي شديد و شبه حيواني طبيعتش را با هدايت آنها به نقطه ي كمالشان مورد استفاده قرار دهد ، بنابراين تربيت كردن ياري كردن كودك است تا به شخصيت آزاد و منضبطي كه همان وجود اخلاقي است برسد يا آن را در خود بسازد .

تعريف تعليم

براي تعليم نيز تعريف هاي مختلفي شده كه بهترين آنها اين است : تعليم عبارت است از انتقال علوم و فنون و به طور كلي انتقال دانسته ها به فراگير و متعلم ولي اين تعريف نيز خالي از نقص نيست . براي روشن كردن مطلب بايد عمل تعليم متعلم مورد بررسي قرارگيرد . معلم به وسيله ي زبان ، كلمات و جمله هايي به متعلم القا مي كند . اين الفاظ از طريق گوش ، قوه ي سامعه در اعصاب و مغز متعلم آثار مخصوصي مي گذارند ، و چون متعلم با معاني اين الفاظ آشنا و مربوط است معاني و مفاهيم مزبور وارد ذهنش مي شود و به اين وسيله به مقصود متكلم پي مي برد و به مطالب آگاه مي شود و به اصطلاح عالم مي شود .

انسان موضوع تعليم و تربيت

تعليم و تربيت كاري است بسيار ظريف ، دشوار و پيچيده كه نياز به كارداني و تجربه و اطلاعات گسترده دارد . براي مربيان لازم است قبلا از چند موضوع كاملا آگاه باشند :

ماهيت و حقيقت انسان را بخوبي بشناسند و بدانند چگونه موجودي است .

استعدادهاي دروني انساني را به خوبي بشناسند .

به هدف تربيت انسان كاملا واقف باشند و بدانند كه در تعليم و تربيت او چه هدفي را بايد تعقيب كند .

در طريق رسيدن به هدف از چه عواملي و وسائلي بايد استفاده كنند ؟

موانع نيل به هدف و راههاي جلوگيري و مبارزه با آنها چيست ؟

مسئوليت انسان در برابر اجتماع

انسان موجودي است ، اجتماعي ، آفرينش ويژه اش چنان اشت كه به سوي اجتماع و زندگي در جمع گرايش دارد . زندگي اجتماعي انسانها از يك نوع ارتباط و هماهنگي مخصوصي برخوردار است و بدون تعاون و تشريك مساغي نمي توانند نيازهاي خود را تامين كنند . فعاليت هاي آنها ماهيت اجتماعي دارد و ناچارند كارها را بين خودشان تقسيم نمايند . هم به ديگران نفع برسانن ، هم از منافع آنان برخوردار گردند . به همين جهت ناچارند به يك سلسله ضوابط و آداب اجتماعي تقيد داشته باشند ، زيرا تخلف از مقررات اجتماعي نظم را بر هم مي زند و آرامش را از افراد سلب مي كند .

صلاح و فساد و ترقي و تنزل جامعه بدون شك صلاح و فساد و سعادت و شقاوت افراد تاثير فراواني دارد زيرا افراد در جامعه زندگي ميكنند و تربيت مي شوند و از ديگران الگو و شكل مي گيرند و چون در جمع زندگي ميكنند بايدخواسته ها و تمايلات يكديگر را نيز منظور بدارند ، بنابراين ، انسان نسبت به اجتماع نيز مسئوليت دارد و نمي تواند بي تفاوت باشد . بايد خود را از جامعه و جامعه را از خود بداند . سعادت جامعه را سعادت خود و انحطاط آن را انحطاط موضوع مسئوليت اجتماعي انسان در احاديث با عناوين مختلف بيان شده كه بطور اجمال به آنها اشاره مي شود :

مسئوليت در برابرخلق خدا

مسئولان تربيت و مسئوليت سنگين آنها

تربيت كودكان و جوانان يك مسئوليت همگاني است و نياز به هماهنگي و همكاري همه ي افكار و نهادهاي مربوط دارد . اگر همه احساس مسئوليت و انجام وظيفه كنند زمينه براي تربيت صحيح افراد فراهم مي شود و برنامه ي تربيتي توفيق مي يابند . ولي اگر همكاري و تفاهم وجود نداشته باشد توفيق كامل برنامه ها را نمي توان پيش بيني كرد به همين جهت مسئولان تربيت را ذكر ميكنيم و به مسئوليت سنگين آنها اشاره مي نماييم .

خانواده

مقصود ما از خانواده همه ي كساني است كه بطور مستمر يا غالباَ با كودك زندگي ميكنند مانند پدر ، مادر ، پدر بزرگ ، مادربزرگ ، برادر و خواهر بزرگتر و حتي خدمتكار منزل ، اگر وجود نداشته باشد در اين ميان پدر و مادر چون سرپرستي كودك را به عهده دارند و باعث وجود او هستند ، در تربيت او نيز نقش بيشتر و مسئوليت سنگينتري را به عهده دارند . پدر و مادر شدن فقط به توليد مثل نيست ، زيرا اين كار از عهده ي حيوانات نيز ساخته است . والدين در صورتي ليقات پدري و مادري را دارند كه در تعليم و تربيت فرزندان خود هم جديت كنند . اسلام تربيت و تاديب را يكي از حقوق فرزندان مي داند كه اگر پدر و مادر در انجام آن كوتاهي كنند عاق فرزند مي شوند و در قيامت مورد بازخواست قرار خواهند گرفت .

((پيامبراكرم (ص )فرمود : خدا آنها را ابرار ناهيد چون به والدين و فرزندان خود احساس كرده اند . چنانكه پدر و مادر بر تو حق دارند فرزندان نيز حق دارند . ))

((اما صادق عليه السلام فرمود : فرزند سه حق بر پدر دارد : مادر خوب انتخاب كردن ، نام خوب نهادن ، جديت در تربيت و تاديب او . ))

((امام سجاد عليه السلام در حديثي فرمود : حق فرزندت اين است كه توجه داشته باشي او از تو به وجود آمده و منسوب به تو خواهد بود ، و خو ب و بدش در همين دنيا به تو نسبت داده خواهد شد . مسئوليت تاديب و خداشناسي و كمك به اطاعت از پروردگار ، بر عهده تو نهاده شده است و پس بايد رفتار تو نسبت به او مانند عمل كسي باشد كه مي داند در احسان به او پاداش نيك و در بدرفتاري با او معاقب خواهد بود .

بنابراين تعليم و تربيت فرزندان يكي از وظايف بسيار مهم و سنگين است كه بر دوش والدين نهاده شده است . در زمان كودكي ، مخصوصاَ دو سال اول زندگي ، دوران بسيار حساس و سرنوشت سازي است . كودك هنوز شكل نگرفته و براي پذيرفتن هر صورتي آمادگي دارد . اتفاقاَ اين دوران حساس را در دامن مادر و تحت سرپرستي پدر مي گذارند و در اثر رفتار و گفتار آنان استعدادهايش پرورش مي يابد و شخصيت آينده اش ساخته مي شود . بنابراين سرنوشت هركودك تا حد زيادي در اختيار والدين است تا آنها چه بخواهند اطلاعاتشان درچه حد باشد و در تعليم و تربيت فرزندانشان چه مقدار عنايت به خرج دهند . پدر و مادر اگر درست انجام وظيفه كنند بزرگترين خدمت را نسبت به فرزندانشان انجام خواهند داد و سعادت و خوشبختي آينده آنها را تامين كرد . به علاوه خودشان نيز از وجود چنين فرزندان شايسته و پرورش يافته اي بهره مند خواهند شد و به اجتماع نيز بزرگترين خدمت را انجام خواهند داد ، زيرا افراد شايسته ، مفيد و خدمتگزاري را پرورش داده و به اجتماع تقديم داشته اند . بطور كلي چنين والديني در دنيا و آخرت سربلند و ماجور خواهند بود . اما اگر در انجام اين مسئوليت سنگين الهي ، وجداني و اجتماعي غفلت و سهل انگاري كنند ، بزرگترين خيانتها و جنايتها را نسبت به فرزندانشان مرتكب شده اند ، زيرا با تربيتهاي غلط و اشتباهات خود اسباب بدبختي آنها را فراهم ساخته اند ، و چنين خيانتي در جهان آخرت بي كيفر نخواهد ماند . به علاوه نتايج تربيت هاي سوء فرزندان در همين جهان نيز دامنگير والدين خواهد شد . مفاسد و مشكلاتي كه در جوانان مشاهده مي شود مانند : انحرافات و مفاسد جنسي ، ولگردي ، بي بند و باري ، بيكاري ، اعتياد ، جنايت و سرقت ، انتحار ، فرار از خانه ، افسردگي ، ياس ، اضطراب ، بي رغبتي و ده ها مشكل اخلاقي ديگر كه متاسفانه دامنگير نسل جوان شده ، اكثر اين مفاسد و مشكلات يا مستقيماَ از تربيت سوي والدين سرچشمه مي گيرد يا اينكه آنها در اين امر شريكند و سهم بزرگي را بر عهده دارند .

بنابراين كودك در ابتدا توسط خانواده تحت تربيت قرار مي گيرد و تربيت خانواده اي با خانوادهاي ديگر فرق مي كند . بنابراين خانواده اولين جامعه اي است كه كودك در آن وارد مي شود و در اين جامعه است كه براي نخستين بار تحت تربيت قرار مي گيرد . پس بايد والدين در تربيت فرزندانشان وقت زيادي داشته باشند زيرا كه كودك تحت افكار و رفتار آنها شكل مي گيرد و بر اساس آن درجامعه زندگي و با افراد ارتباط پيدا مي كند .

اجتماع

غير از خانواده عوامل ديگري نيز در تربيت و شكل گيري فرد تاثير دارد كه اجتماع يكي از اين عوامل است . انسان موجودي است اجتماعي مانند ساير موجودات كه دوست دارند با جامعه و افراد درون آن در ارتباط باشند و نيازهاي خود را به بدين صورت برطرف نمايند . بنابراين انسان نيز با جامعه در ارتباط است و در اين ميان ممكن است يكي از اين دو روي يكديگر تاثير بگذارند كه تاثير گذاشتن آنها به ميزان نفوذ و قدرت آن بستگي دارد . كه بيشتر انسان هايي كه در يك جامعه زندگي مي كنند تاثير بيشتري بر افراد ، اهداف خود دارند .يكي از عللي كه اجتماع تاثيري بيشتري بر روي فرد نسبت به بقيه ي خانواده دارد وجود رسانه هاي مختلف از قبيل : روزنامه ، تلويزيون ، كتاب ، مجله و ماهواره كه جديداَ بيشترين تاثير را نسبت به بقيه ي رسانه ها دارد . و نهادهاي ديگري كه درون جامعه مشغول به فعاليت هستند مانند : مدرسه ، كانون ها و كلاس هاي مختلف كه ما در اينجا به بعضي از اين عوامل اشاره مي كنيم .

مسئوليت مدرسه

كودك از سن شش سالگي وارد مدرسه مي شود و غالباَ تا سن هيجده سالگي درمدرسه خواهند ماند . در هر روز تقريباَ شش ساعت در مدرسه است ، منزل هم كه بر مي گردد غير از ساعتهاي خواب و خوراك و كمي بازي بقيه را نيز به انجام تكاليف مدرسه اشتغال دارد . بدين صورت در اين مدت تقريباَ اكثر اوقات او صرف مدرسه خواهد شد . و دانش آموز دوران طفوليت دوم ، دوران نوجواني و جواني خود را كه از حساسترين دوران عمر محسوب مي شود در مدرسه خواهند گذرانيد .

كودك كه مدت شش سال از آغاز عمر خود را درمحيط محدود خانواده و دركنار پدر و مادر مي زيسته ، از آغاز هفت سالگي وارد اجتماع بزرگتر مدرسه مي شود كه مركب است از مدير ، عده اي آموزگار و گروهي از كودكان همسال و يا كمي بزرگتر . محيط جديد براي كودك كاملاَ تازگي و اهميت دارد . او آموخته هاي گذشته ي خود و اخلاق و رفتاري را كه در محيط محدود خانواده فرا گرفته ، با كسب اطلاعات جديد و مشاهده ي اخلاق و رفتار اعضاي اجتماع جديد مورد بررسي و تجديد نظر قرار مي دهد تا شكل ثابتي را براي خود برگزيند . بنابراين دوران طفوليت دوم كه در مدرسه مي گذرد بسيار مهم و سرنوشت ساز است . دوران نوجواني و جواني نيز از اهميت بسيار بالايي برخوردار مي باشد . در اين دوران غريزه ي جنسي بيدار و شكوفا مي شود و نوجوان و جوان نياز شديد به يك راهنما عاقل و مهربان و با تدبير دارند . تا برنامه ي آينده ي زندگي و راه صحيح را برايشان ترسيم كند و از انحرافات جلوگيري به عمل آورد . در اين دوران در جسم و جان نوجوان تحولي به وجود مي آيد . نوجواني و جواني دوران استقلال طلبي ، آينده نگري ، خودسازي ، شور ، عشق ، اميد ، نشاط ، تخيل ، تلاش و كنجكاوي است و جوان در اين دوران بحراني و پرتلاطم به يك راهنما با تجربه ، خيرخواه و دلسوز و با تدبير نياز دارد . متاسفانه اكثر پدران و مادران از درك صحيح جوانان خود و عواطف و تمايلات دروني آنها ناتوانند و استقلال طلبي و تشخيص آنان را محترم نمي شمارند و به همين جهت با فرزندان خود بيگانه و غيرمانوس هستند .

بهترين نهادي كه مي تواند اين خلاء را پركند ودر اين موقعيت حساس به ياري جوانان بشتابد ، مدرسه است . مدرسه جايگاه مهمي است و مسئوليت سنگيني را بر دوش دارد . كار مدرسه ، در آموزش دانش آموزان و انتقال برخي از مفاهيم علمي و كلاسيك به آنان ، خلاصه نمي شود بلكه اين نهاد مسئوليت سنگين تري را برعهده دارد كه عبارت است از تربيت رواني و اخلاقي دانش آموزان و پيشگيري از وقوع انحراف و فساد . مدرسه اين مسئوليت بزرگ الهي و وجداني راپذيرفته و بايد در انجام آن تلاش و جديت كنند .

((حضرت صادق عليه السلام فرمود : هنگامي كه قيامت برپا مي شود عالم و عابد محشور مي شوند و وقتي در پيشگاه عدل الهي قرار گرفتند به شخص عابد گفته ميشود : به سوي بهشت برو . ولي به شخص عالم گفته ميشود ، توقف كن و براي كساني كه در حسن تاديب آنها اقدام نمودي شفاعت كن ))

مسئوليت صدا و سيما

امروز راديو و تلويزيون از وسايل عمومي به شمار مي آيند و تقريباَ در همه ي خانواده ها راه يافته است . مخصوصاَ راديو كه شايد خانه اي خالي از آن نباشد ، و اگر باشد بسيار كم است . در خانواده هاي فقير و ثروتمند تحصيل كرده و بي سواد ، در دهات و شهرها ، در كارخانه ها و ادارت ، در وسائل نقليه عمومي و خصوصي و به طور كلي درهمه جا و پيش همه كس راديو حضور دارد . راديوبه صورت يكي از لوازم اوليه ي زندگي وسيله ي تفريح و آرامش بخش ، راهنما و مرشد ، مبلغ و معلم ، دوستي صميمي و پاسخگوي مشكلات در آمده است . بنابراين ، راديو يكي از مهمترين وسائل تعليم و تربيت عمومي محسمي شود و مي تواند در آموزش فرهنگ اسلامي بزرگترين و بهترين نقش را ايفا كند . بعد از راديو تلويزيون مهمترين و عمومي ترين وسيله ي تعليم و تربيت به شمار مي رود . اين وسيله ي عمومي گرچه به مقدار راديو فراگير نيست و همه ي خانواده ها بدان دسترسي ندارند و برنامه هايش نيز مستمر نيست ، ليكن علاقه مندان بيشتري دارد و به طور مستقيم يا غير مستقيم در بينندگان تاثير عميق تري به جا مي گذارد ، زيرا برنامه هاي تلويزيون غالباَ از طريق فيلم و هنر و تصوير ارائه مي شود . و لذا از جاذبيت ويژه اي برخوردار بوده ، از اين جهت بر راديو برتري دارد . بنابراين تلويزيون نيز مي تواند درنشر و توسعه ي فرهنگ غني اسلام و تعليم و تربيت اقشار ملت بزرگترين نقش را ايفا كند .

صدا وسيما چنانكه مي تواند درخدمت مردم و اسلام باشد و با تهيه و تنظيم و اجراي برنامه هاي جالب و سودمند و هماهنگ اسلامي ، در تهذيب و تكميل نفوس انسانها ، پرورش و ترويج ، اخلاق نيك و جلوگيري از انحرافات و مفاسد اخلاقي ، بزرگترين نقش را داشته باشد ، و در ترقي و عظمت كشور نقش مهمي را بر عهده گيرد . همچنين مي تواند به صورت يك وسيله ي تفريح و سرگرمي و كم فايده در آيد كه نه تنها در پرورش اخلاق نيك وظيفه ي مطلوب را درست انجام ندهد ، بلكه احياناَ در اثر سهل انگاري و بي مبالاتي و اجراي برنامه هاي غلط و حساب نشده ، مروج انحراف و بد اخلاقي نيز باشد تا برنامه هايش چه باشد و چگونه تنظيم شود .

دراينجاست كه نقش مهم صدا وسيما و مسئوليت سنگين مسئولان ، كارگزاران ، هنرمندان ، گويندگان و مجريان اين رسانه هاي عمومي آشكار شود . صدا و سيما مي تواند فرهنگ عمومي را دگرگون سازد و جامعه را به سوي عظمت و كمال تعالي دهد يا به سوي ذلت و بدبختي و سقوط بكشاند .

مسئوليت دانشمندان دين

مسئوليت علماي دين در زمينه ي تعليم و تربيت از ديگران سنگين تر و گسترده تر است ، بلكه مسئوليت در ابتدا به سوي آنها توجه دارد زيرا با ورود در اين شغل ، مسئوليت ترويج و تبليغ دين و نشر فرهنگ و تعليم و تربيت اسلامي را به عنوان يك وظيفه پذيرفته اند . آنها خليفه ي پيامبر و كارشناس علوم اسلامي هستند و وظيفه دارند كارپيامبر و اهل بيت را كه تعليم و تزكيه ي نفوس است انجام دهد . آنان از بيت المال و از طريق دين ارتزاق ميكنند ، پس بايد درنشر حقايق دين و پرورش نفوس انسانها تلاش و جديت نمايند . تعريف و تمجيلهايي كه در احاديث از علما ء شده تا حدي كه در قيامت براي پيروانشان شفاعت مي كنند نيز در همين ارتباط است .

اگر پدر ومادر مسئول تربيت فرزندان خود هستند ، علماي دين نيز كه كارشناسان تعليم و تربيت اسلامي هستند و ظيفه دارند برنامه ها و شيوه هاي تعليم و تربيت اسلامي را در اختيار آنان قرار دهند . و اگر دبيران ، آموزگاران و استادان ، مسئوليت تعليم وتربيت كودكان و جوانان را برعهده دارند ، علماي دين نيز موظفند نظريات اسلام را در مورد تعليم و تربيت از متون اسلامي استخراج و تدوين كنند و در اختيار علاقه مندان بگذارند . علماي دين چنانكه وظيفه دارند با زبان ، قلم و علم خود در تعليم و تربيت كودكان ، جوانان ، پدران و مادران اقدام كنند ، علاوه بر آن وظيفه دارند در اين مورد با صدا و سيما نيز همكاري و تعاون داشته باشند .

مدرسان وطلاب حوزه هاي علميه نمي توانند نسبت به استنباط و تدريس برنامه ها و شيوه هاي تعليم و تربيت اسلامي غفلت و سهل انگاري نمايند . و آن چنان رفتار كنند كه گويا اسلام در باره ي تعليم و تربيت اصلاَ نظري ندارد .

مسئوليت نويسندگان

يكي از وسايل بسيار مهم و موثر تعليم وتربيت ، كتاب ، مجله و روزنامه است . روزنامه و مجله تقريباَ در اكثر خانه ها راه يافته و مقداري از اوقات فراغت افراد به خواندن مطالب مطبوعات مي گذرد . عده اي از مردم هم اهل مطالعه هستند و كم يا بيش كتاب مي خوانند و البته بايد چنين باشد و نتيجه ي تحصيل نيز همين است . افراد باسواد بايد همواره با كتاب و مجله و روزنامه مانوس باشند و بدين وسيله بر اطلاعات خود بيفزايند . به هر حال خواندن كتاب ، مجله و روزنامه مقداري از اوقات قشر وسيعي از افراد را اشغال مي كند و بدون شك در روح آنها و طرز تفكرشان آثار خوب يا بدي خواهد گذاشت . بنابراين ، مطبوعات را بايد يكي از وسايل مهم تعليم و تربيت عمومي محسوب داشت ، و در نتيجه نويسندگان و ناشران نيز در اين ارتباط نقشي مهم و مسئوليتي سنگين بر عهده دارند . آنان هر فرهنگي را ترويج و اشاعه دهند ، افراد جامعه به همان صورت پرورش مي يابند . ارباب مطبوعات مي توانند مروج فرهنگ دانش دوستي ، وظيفه شناسي ، فداكاري ، عفت ، استقامت و گذشت و ديگر فضائل انساني باشند . چنانكه مي توانند فرهنگ ماديگري ، سودپرستي ، شهوتراني ، بي بند و باري ، سستي و بي تعهدي و ديگر رذائل اخلاقي را ترويج كنند .

نويسندگان بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه با نوشته ها ، داستان سراييها ، تجزيه و تحليل ها ، تصاوير و نقاشي ها و حتي با الفاظ و عبارات خود در گروه عظيمي از اقشار مختلف جامعه تاثير مي گذارند تاثيري خو ب يا بد . نويسنده در برابر نوشته هايش در پيشگاه عدل الهي مسئول خواهد بود .

بنابراين نويسندگي كاري سهل و ساده نيست ، بلكه كاري است دشوار و پرمسئوليت . نويسنده هم بايد در مطالب دقت كند كه برخلاف حقيقت نباشد ، هم مراقب باشد چيزي راننويسد كه از لحاظ تربيتي بدآموزي داشته باشد .

كلام آخر

ما سعي كرديم كه در ابتدا تعليم و تربيت را به صورت جداگانه هر كدام را تعريف كنيم . و سپس با توجه به موضوع و هدفي كه در پيشگفتار درباره ي آن توضيح داديم تربيت را در خانواده و اجتماع به مقايسه بگذاريم كه درنهايت نتيجه اي كه مي توان گرفت ، اجتماع در تربيت افراد جامعه تاثيري بسزايي نسبت به خانواده دارد . لذا براي نمونه يكي از رسانه هاي موجود در اجتماع را مي خواهيم مثال بزنيم كه تاثير زيادي در تربيت (سوء)افراد داشته ، و م كم و بيش آثار زيان بار آن را در جامعه حس ميكنيم ، كه اگر نسبت به آن بي توجه باشيم ممكن است روزي همانند آتش گريبان گير خودمان شود .

اين رسانه كه همانند قارچ هاي سمي (ماهواره )بر روي پشت بام خانه ها روييده است و نه تنها در تربيت جامعه هيچ اثري نداشته بلكه باعث انحراف جامعه و به فساد كشده شدن آن شده كه ما كم و بيش با آثار زيان بار آن مانند ايجاد خانه هاي فساد ، تجاوزهاي جنسي ، اعتياد ، بي بندوباري و … كه در نتيجه باعث كاهش ضريب امنيتي جامعه و به ويژه جوانان شده است . براي درك بهتر اين مطلب كافي است ساعتي را در خيابان ها بگذرانيم و نشانه هاي اين رسانه ي زيان بار را در گفتار ، رفتار و به ويژه در نوع پوشش آنها ببينيم . كما كه با مشاهده ي اين نشانه ها ما به دين اين افراد شك مي كنيم . پس چنين افرادي نه تنها كه باعث انحراف خود بلكه باعث انحراف خود بلكه باعث انحراف جامعه شده اند و براي مقابله با اين تجاهم فرهنگي كه يكي از سياست هاي كشورهاي غربي براي نابود كردن اسلام است ، بايد بر ضد آن اقدام كنيم . لذا كشور ما بايد به نوجوانان و جوانان اهميت بيشتري دهد زيرا كه بيشترين توجه كشورهاي غربي به دانشگاه ها و مساجد و مكان هايي است كه جوانان در آن شكل مي گيرند و به همين دليل كشورهاي غربي از اين مكان به شدت ترس و وحشت دارند .

((انشاء الله))

موضوع :

نقش خانواده و اجتماع در تربيت فرد

محقق :

مهدي محمدي و سيد حميد رضا كوثر

منابع :

اسلام و تعليم و تربيت …
ناشر : موسسه ي تحقيقات و انتشارات طور

نقش اجتماع در تربيت
ناشر : انتشارات زائر

تربيت و خانواده و اجتماع
ناشر : موسسه ي در راه حق

تربيت اخلاقي
ناشر : پيمان


برچسب: نویسنده: امیر شاکری تاريخ: سه شنبه 2 آبان 1396 ساعت: 13:35

صفحه بندی